|
شعر چاپ نشده اي از اخوان كه در سال 1368 سروده شده و در دفترهاي شعر او نيامده است:
شكسته شكسته نتوان گفت
ولي يقين دارم
دلم ترك خورده،
ندانم اين چه داغي، داغ
بر اين شكسته حك خورده
شناسم آن و نتوان گفت
كه از كدام دستي
بر اين غريب پير غمگينم
چنين به شلاقي، مهيب و آتش بار
كتك، كتك، كتك خورده
ولي يقين دانم
دل درون شكسته ام ترك خورده
گلي، نه برگ گل، نازك
چگونه وز كدام دست بيرحمي
چنين چو رگباري، ز مرگ يا تگرگ آسان
ز هر دو سو چو باران تند
چكاچكا و چك خورده
بر او چو داغ ننگ
- اگرچه مثل ژاله پاك و بيرنگ است
چو مهر بي ننگ است –
بر او چو روي رنگيان و ننگيّان
هزار و صد هزار لك خورده
چرا دلم چنين زهر كلك سوار، دزد درياها
لت و كتك خورده؟
نمي توان شكسته شكسته ها خواندش
ولي يقين دارم
ز دست بي همه چيزان
دلم ترك خورده، هزار و بيش از آن
كتك، كتك، كتك خورده
ترك، ترك، ترك خورده.
تهران – اواخر آذر 1368
* «شعر چاپ نشده اي از مهدي اخوان ثالث (م.اميد)»
دنياي سخن، شماره 51، مهر – آبان 71، ص 65
|