|
شعر زير نيز از جمله شعرهاي چاپ نشدهء اخوان است كه در مجموعههاي شعر او نيامده است.
چه روز ابري زشتي
ترشرو، تنگ و تار آنگه نه باراني، نه خورشيدي
نه چشمانداز دلخواهي
نه چشمي را توان و خواهش ديدي
اگر ابرست اين تاريك
چرا برحال ما اشكي نميبارد؟
و ما را اينچنين در انتظاري خشك و طاقت سوز
بكردار كويري تشنه ميدارد؟
تو هم خورشيد پنهان كاش گاهي ميدرخشيدي
و ميديدي چه دهشتناك روز ابري زشتيست
همان روز مبادايي كه ميگويند امروزست
بد و بيراه پيروزست
نه ديروز و نه فردايي
نه ايماني، نه امّيدي
نه باراني، نه خورشيدي.
* كيان ، شمارهء 8 ، سال دوم ، مرداد و شهريور 1371 ؛ ص 53.
|