|
شعر زير، از شعرهاي چاپ نشده اخوان است كه تقديم دوست داران شعر او مي شود .
اين چيست چنين شگفت و بهت انگيز؟
اين چيست ؟ خداي من ! چه مي بينم ؟
چون هيچ ، ولي در او همه هر چيز ؟
اين چيست ؟ الا دلا ؟ بگو با من
" دل بي خبر است " ، اين خرد مي گفت
هان ، پس تو بگو. تو اي خرد ! اين چيست ؟
" مات است خرد " ، خيال چابك بال
گفت اين و نگفت خود چه درمانده است
چالاكترين پرنده آمال .
اين چيست چنين شگفت و جادويي ؟
اين ياد گزاره فراموشي است ؟
يا فر طلوع جاودانيادي ؟
گنجي است شگرف ، در خراب آباد؟
يا در شب غم بشارت شادي ؟
سر رشته بي گم و گره ، بي گير
ز آغاز كلاف تا به انجامش
روشنگر لجظه هاي ياداياد
راهي به سوي محال ها ، اما
بي معجز غيب و ياري ياور
از جاده آشنايي روشن
تا قله روشنايي باور
از جام جهان نماي جم پرسم ؟
يا آينه نهاد كيخسرو ؟
آن جام همه جهان در او پيدا
وآن آينه در او نهان هر چيز ؟
اين چيست ؟ چرا يكي نمي گويد
آخر اين چيست ،
اين شگفت انگيز ؟
* " شعر چاپ نشده اي از مهدي اخوان ثالث ( م.اميد ) "
دنياي سخن ، شماره 50 ، تیر و مرداد و شهریور 1371 ،ص 45 .
|